طرح نو
يه سال ديگه هم گذشت و پر بود از عشق و نفرت.اول وبلاگ رو با اين شروع کردم که عشق زير پايه و بنای عالمه اما کم کم خودم از عشق به نفرت رسيدم.من فکر ميکنم خدا ميتونست کاری کنه که افکار آدمها روی صورتشون،توی چشمهاشون نقش ببنده،اون وقت هيچ کس نميتونست دروغ بگه.هيچ کس ديگری رو گول نميزد و هيچ کس گول نميخورد.همه زمانها وقتی يکی از دوستهام رو ديدم که عاشقه اولين حرفش اين بود"اين با بقيه فرق داره" خدا ميدونه چند بار ميخوريم زمين،چند بار دلمون ميشکنه تا باور کنيم هيچ کس با ديگری فرق نميکنه.قوانين اين بازی يکسانه،گول ميخوری و دلت ميشکنه فقط بازيکن هاش عوض ميشن.کی پس به اين باور ميرسيم؟تا کی شعار ميديم که ديگه محکم شديم؟اما باز عاشق ميشيم و ارزون ميفروشيم گرونترين احساس عالم رو؟به آدمی که لياقتش رو نداره؟
گاهی حتی از اين ناله کردنها هم خسته ميشام.چه فايده از اين گفتنها وقتی درمون پر از دلهای شکسته است و نگاه نميکنيم.آدمها رو از ظاهر ، از پول و از هر چيزی قضاوت ميکنيم جز آدميت.يه سال ديگه گذشت و يه سال ديگه به آخر خط نزديک شديم. ميتونم از امسالم 1000 داستان واقعی از دلهای شکسته بنويسم اما وقتی فکر ميکنم که تو ميخونی و باز هم دل ميشکنی،که تو ميخونی و باز هم گول ميخوری که هيچوقت نميخوای قوانين بازی عوض بشن فکر ميکنم چرا؟چه فايده به خسته کردن خود؟دارم نگران ميشم.جوونهايی رو ميبينم که ديگه نرمال نيستن.شکست،کمبود عاطفی و مشکلاتشون رو با شکستن ديگری جبران ميکنن و چرخه تا بی نهايت ادامه پيدا ميکنه.
سال هم جديد شد و من خواستم از اين شعار که در سال جديد کينه ها رو دور بريزيم و هم رو دوست داشته باشيم.اين شعارها ديگه دردی رو دوا نميکنه.شايد طرحی نو بايد،شايد چشمها را بايد شست اما چيزی که مسلمه اينه که اينها همه در سطح حرف مونده و ميمونه.
يعنی ميشه از فردا از اين بترسی که فکرهای پليدت روی صورتت نقش بسته؟؟؟؟
گاهی حتی از اين ناله کردنها هم خسته ميشام.چه فايده از اين گفتنها وقتی درمون پر از دلهای شکسته است و نگاه نميکنيم.آدمها رو از ظاهر ، از پول و از هر چيزی قضاوت ميکنيم جز آدميت.يه سال ديگه گذشت و يه سال ديگه به آخر خط نزديک شديم. ميتونم از امسالم 1000 داستان واقعی از دلهای شکسته بنويسم اما وقتی فکر ميکنم که تو ميخونی و باز هم دل ميشکنی،که تو ميخونی و باز هم گول ميخوری که هيچوقت نميخوای قوانين بازی عوض بشن فکر ميکنم چرا؟چه فايده به خسته کردن خود؟دارم نگران ميشم.جوونهايی رو ميبينم که ديگه نرمال نيستن.شکست،کمبود عاطفی و مشکلاتشون رو با شکستن ديگری جبران ميکنن و چرخه تا بی نهايت ادامه پيدا ميکنه.
سال هم جديد شد و من خواستم از اين شعار که در سال جديد کينه ها رو دور بريزيم و هم رو دوست داشته باشيم.اين شعارها ديگه دردی رو دوا نميکنه.شايد طرحی نو بايد،شايد چشمها را بايد شست اما چيزی که مسلمه اينه که اينها همه در سطح حرف مونده و ميمونه.
يعنی ميشه از فردا از اين بترسی که فکرهای پليدت روی صورتت نقش بسته؟؟؟؟
3 Comments:
in tarhe kheili khobie ke fekre adamha rooye soorateshon naghsh bebande ama chera nefrat?shayad onvaght onhayi ke asheghan o khejalati be arezooshon beresan
M
rast migi hame mesle haman,hich ki ba on yeki fargh nadare makhsoosan mardha....
ghazal
rast migi hame mesle haman,hich ki ba on yeki fargh nadare makhsoosan mardha....
ghazal
Post a Comment
<< Home